اولین دیدار منو نی نی !!
نی نی نازم منو بابایی برای اینکه از وجود شما مطمئن مطمئن بشیم ازمایش خون دادیم مامان خیلی از امپول میترسه
گریم گرفته بود
بابایی گفت بذار فیلم بگیرم تا نی نی مون ببینه مامانش بخاطرش حاضر شده امپول بزنه من بخاطر شما همه کاری می کنم تا شما صحیح و سالم بیای تو بغلم
از بس از شما صحبت کردم بابایی حسودیش شده.
جواب ازمایشو بردیم پیش خانم دکتر و ایشون بهم گفت یه سونو انجام بدم تا ببینیم شما در شرایط خوبی هستی ؟
خیلی منتظر شدیم تا نوبتمون بشه
یه عالمه هم اب خوردم تا بشه شما رو راحت ببینیم نوبتم شدو نشد که بابایی هم بیادشما رو ببینه اخه خیلی شلوغ بود وقتی دکتر دستگاه رو گذاشت رو دل مامان که شما رو ببینه خیلی استرس داشتم قلبم داشت تند تند میزد
داشتم مانیتورو نگاه میکردم تا بتونم روی ماهتو ببینم خانم دکتر بعد از بررسی شما
گفت یه کوچولوی هفت هفته ای با قلب سالم داری
اینم صدای قلبش یه کم باید دقت می کردم تا صدای قشنگ تپیدن قلب شما که صداش برابر با صدای تپیدن قلب خوشبختی زندگیم بود میشنیدم تاپ تاپ تاپ تاپ خیلی خوشحال شدم همون موقع بود که یه حس مادرانه توی وجودم شکل گرفت![]()

اینم اولین عکس نینیمون


اولین دیدار منو نی نی !! 


