مهرسام منمهرسام من، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره

رویای شیرین من

روزهای باتو بودن

1393/10/6 16:6
نویسنده : سپیده
519 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مهرسامم  این روز ها بهترین روزهای زندگیمه وقتی به شما نگاه می کنم با خودم میگم من خوش بخت ترین ادم دنیام که خدا بزرگ ترین نعمت یعنی یه بچه سالم رو به من داده روز به روز داری هشیار تر وزیبا تر میشی هر کس شما رو میبینه یه نظری داره بعضی ها میگن شبیه منی بعضی هاهم میگن شبیه بابایی ولی به چشم من شما شبیه پیمانی اتفاقاتی که تا امروز افتاده بند ناف شما روز هفتم افتاد انگار دنیا رو به من دادن خیلی سختم بود همش فکر میکردم دردت میادعزیزکم وقتی هفده روزتونم بود همین طور که شیر میخوردی دست منو سفت توی دستای ناز و کوچولوت گرفتی یه حس قشنگی بهم دست داد وبرای اولین بار اون ناخن های کوچولو خوشگلتو وقتی هجده روزت بود خودم گرفتم دلبرکم شما21روزتون بود که برای اولین بار رفتین بیرون باعمه جون اینا رفتیم رستوران مجلل مامان جون اولین باری که با خودم رفتی حموم فقط 27 روزت بود نفس مامان خیلی خوش گذشت یه کم ترسیدم ولی به حسه قشنگش می ارزید وتوی 28روزگیتونم شمارو بردم اتلیه برای انداختن عکس نوزادی واسه ی عکس هایی که لازم بود بخوابی بیدار بودی وبرای اونایی که لازم بود بیدار باشی می خوابیدی عشق من عکس هاتون خیلی قشنگ شده حتما میذارم توی صفحتون ویه اتفاق خیلی مهم اینکه پسرم مرد شده قربونش برم وقتی 29 روزش بود ختنه کرد خیلی هم مامانشو اذیت نکرد مامان جون وقتی ازتوی اتاق اوردنت بیرون هنوز بی حسی تاثیرش بود داشتی می خندیدی ولی یه کم بعدش زدی زیر گریه حاضر بودم دوبرابر درد تو بکشم ولی شما اذیت نشی و وقتی هم که اوردیمت خونه برای اینکه زیاد دست پا نزنی که اذیت نشی قنداقت کردیم عزیز دلم مهرسامم این روز های باتو بودن خیلی قشنگه ولی حیف زود میگذره دلم برای نی نی بودنات تنگ میشه

اینم از عکس های اتلیه

 

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامانی
14 دی 93 19:09
پرنیان
27 دی 93 22:51
میگم سپیده یه وقت نیای وبلاگ من نظر بدیااااا بده
سپیده
پاسخ
چشم عزیزم میام یه کم سرم خلوت شه شما قهر نکن